۱۳۸۶/۱۱/۱۸

کتاب لیبرالیسم و محافظه کاری

نوشته دکتر حسین بشیریه
اندیشه سیاسی روی هم رفته در پی یافتن کارگزاری در تاریخ است. از این رو پیرامون اندیشه ها، جنبشهای سیاسی و اجتماعی پدید می آید. قرن بیستم عصر دگرگونیهای بنیادی در همه عرصه های زندگی انسان از جمله زندگی سیاسی بوده است. از میان این دگرگونیها برخی هم بر تکوین و تطور اندیشه این قرن تأثیر بیشتری گذاشته و هم از آن تأثیر جدی پذیرفته است.
نویسنده در این کتاب طی دو بخش، ابتدا به بررسی زمینه تاریخی و فکری لیبرالیسم و محافظه کاری پرداخته و سپس آراء اندیشمندان شاخص لیبرال و محافظه کار در قرن بیستم را مطرح کرده است. بخش اول کتاب که «لیبرالیسم در قرن بیستم» نام دارد، در هشت گفتار تقسیم تقسیم بندی شده. گفتار اول به بررسی زمینه های تاریخی و فکری لیبرالیسم در قرن بیستم می پردازد. در این بررسی، به مفهوم لیبرالیسم هم به معنای کلاسیک آن و هم به معنای مدرن آن اشاره شده و هرکدام به اندازه کافی توضیح داده شده اند. مسئله دیگری که به آن پرداخته شده، رابطه دموکراسی و لیبرالیسم است. نویسنده نظرات چند تن از متفکران مهم لیبرال را که پیش از قرن بیستم می زیسته اند، مثل هابز، جان لاک، منتسکیو، آدام اسمیت، تامس پین، جان استوارت میل و ... را بصورت بسیار مختصر بیان کرده و خواننده بوضوح با سیر تحول اندیشه های لیبرال و رابطه لیبرالیسم با دموکراسی در بستر تاریخی، آشنا می شود.
بشیریه با آنکه دموکراسی در مفهوم مدرن آن را حاصل و زاییده اندیشه های لیبرالی می داند، ولی به نزاع بین دموکراسی و لیبرالیسم هم در قرن اخیر اشاره می کند:
«مهم ترین موضوع مشاحره برانگیز در دموکراسی برابری بوده است. و در مین مسئله میان دموکراسی و لیبرالیسم برخورد پیدا می شود. دموکراسی های ضد لیبرالی (خواه انقلابی یا خلقی) بر برابری بیش از آزادی تأکید کرده اند. بی شک ایجاد تعادل میان برابری و آزادی که از آرمان های اصلی فلسفه سیاسی است، دقیق ترین و دشوارترین غایت دموکراسی بوده است. تأکید بر هریک از دو آرمان آزادی و برابری به ترتیب موجب دوری از دموکراسی یا لیبرالیسم می شود....».
گفتار دوم بخش اول کتاب، به بررسی اجمالی نظرات نسل قدیم اندیشمندان لیبرال- دموکرات قرن بیستم می پردازد. در این گفتار، خواننده با ویلیام جونز، جان دیوئی، لارنس ای.لاول، رابرت مک آیور، چارلز مریام، والتر لیپمن، جیمز برایس، ای. دی. لیندسی، ارنست بارکر، برتراند راسل و هارولد لاسکی آشنا می شود.
کفتار سوم تا ششم بخش اول کتاب، هر کدام مربوط به بررسی نظرات یکی از اندیشمندان لیبرال قرن بیستم می باشد. کارل پوپر، فریدریش هایک، آیزایا برلین، جان رالز و هانا آرنت هر کدام در فصلی جداگانه مورد بررسی قرار گرفته اند.
گفتار هشتم این بخش با عنوان «لیبرالیسم و ایدئولوژی و معرفت علمی» متنی است که در آن نویسنده با اشاره به رابطه نزدیک و اساسی علم و آزادی که اندشه های لیبرالی بسیار از این رابطه سود برده اند، ادامه این رابطه را برای لیبرالیسم مفید نمی داند و علم را نوعی ایدئولوژی می داند که با اصالت اندیشه های لیبرالیسم در تناقض است و در نتیجه چنین می نویسد:
«.... بدین سان با رهایی لیبرالیسم از بند وابستگی به علم و حقیقت و طبیعت است که طرح لیبرالیسم تکمیل می شود.» بدین ترتیب نویسنده طی بحثی تحت عنوان «تکمیل طرح لیبرالیسم»، شرایط موجود در جهان امروز را برای تکمیل طرح لیبرالیسم مفید می داند و معتقد است که از طرفی «روند جهانی شدن» و از طرف دیگر «حرکت بسوی فردیت و درهم شکستن چارچوب های هویت جمعی مانند طبقه و ملت»، می توان به سمت آرمان های اصلی لیبرالیسم حرکت کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر