دوتن از پرسابقه ترین اقتصاددانان ایرانی، فرهاد نعمانی مقیم فرانسه و سهراب بهداد مقیم آمریکا به تازگی کتابی در باره طبقات اجتماعی و موقعیت کار و کارِ مزدی در ایران منتشر کرده اند. این کتاب که «طبقه و کار در ایران» نام دارد وبه زبان انگلیسی است، ثمرة یک تحقیق دراز مدت است که با اتکا به مهمترین آمار موجود در ایران و خارج از ایران، و با اتکا به یکی از مهمترین نظریه های موجود در زمینه تحلیل ساختار طبقاتی جوامع سرمایه داری، نوشته شده. ناشر این کتاب دانشگاه سیراکیوز در ایالت نیویورک است.
نظر دکتر سهراب بهداد در بارة شکل گیری پروژة کتاب:
"در سالهای آغاز انقلاب این سوآل مطرح بود که ساخت طبقاتی ایران چیست تا دینامیسم حرکت انقلابی مردم ایران را بهتر بشناسیم و حکومت تازه نیز بهتر شناخته شود. آن زمان من و دکتر فرهاد نعمانی که در دانشگاه تهران کار می کردیم، به بررسی آمار مربوط به این کار پرداختیم و آن زمان هم آمار مربوط به سرشماری سال ۱۳۵۵ آماده شده بود.
کار ما مصادف شد با «انقلاب فرهنگی» که به دنبال آن دکتر نعمانی به فرانسه رفت و من هم به آمریکا آمدم. تحقیق ما متوقف شد تا اینکه بعدها دوباره آن را از سرگرفتیم و بعد از دو دهه آمار سرشماری سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ هم درآمده بود که ما را قادر می کرد بپرسیم و تحلیل کنیم که ساخت طبقاتی جامعه در این دو دهه چه تغییراتی کرده است.
برای این منظور دو کار ضروری بود. کارهایی که در گذشته انجام نشده بود. یکی اینکه تعریف مشخصِ تئوریک و روشنی از طبقات داده شود؛ دوم اینکه این تعریف را به صحنة سنجش آماری بکشانیم، قبل از اینکه به مسایل ذهنی و سازماندهی طبقات بپردازیم."
درکتاب «طبقه و کار در ایران»، دو دوره در سال های پس از انقلاب از یکدیگر متمایز می شوند. دوره اول از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۷ که رهبران کشور قول جامعة بی طبقة توحیدی می دادند و سیاست های اقتصادی پوپولیستی (دفاع از توده ها) و دولتی کردن اقتصاد را در پیش می گیرند.
دکتر سهراب بهداد در این باره می گوید:
"آنچه مسلم است آنست که حرکتی که در انقلاب می بینیم یک حرکت عدالت خواهانه است. دیگر اینکه در دوران بعد از انقلاب، حرکت انقلابی باعث عقب رفتن سرمایه می شود. سرمایه خودش را در خطر می بیند. مالکیت خودش را در خطر می بیند. سرمایه خودشان را کنار می کشند، مخفی می کنند و می خواهند از زیر ضرب به کنار باشند.
مجموعة این ها باعث می شد که روابط سرمایه داری دچار ضعف شدید بشود و به جای آن، در مقابل عقب نشینی آن، ما می بینیم که خرده بورژوازی و روابط خرده کالایی رشد می کند. این حرکت خواه ناخواه با سیاست هایی هم که حکومت دنبال کرده در جهت پیشبرد و حمایت از خواسته های خرده بورژازی، تأثیر گذار بوده بر قشربندی طبقات و لایه بندی های آنها در دوره بعد از انقلاب."
"ما می بینیم که پیش از انقلاب علی رغم بیش از دو دهه توسعة اقتصادی که در ایران انجام شده، هنوز یک سوم نیروی شاغل در جامعة ایران خرده بورژازی است؛ که تازه نود و نه درصد آنهم سنتی است. سرمایه داران هم به طور عمده خرده پا بودند و سنتی و در کارگاههای کوچک یک نفره یا دونفره کار می کردند. ولی در این دوره چهل در صد نیروی کار شاغل ایران را کارگران تشکیل می دادند. و البته تعداد اندکی نیز، حدود ۵ درصد، در طبقه متوسط قرار می گیرد. بعد از آن بوروکراتهای بالای دولتی و نیروهای ارتش هستند که حدود ۸ درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. بعد از انقلاب به یکباره اهمیت خرده بورژوازی سنتی زیاد می شود. میزان آن به چهل درصد نیروی شاغل می رسد. مهم این است که در این دوره طبقة کارگر به شدت کوچک می شود. می بینیم که طبقة کارگری که چهل درصد بود به بیست و چهار یا بیست و پنج درصد نیروی شاغل تنزل پیدا می کند. طبقة متوسط هم در بخش خصوصی کوچک می شود اما در بخش دولتی بزرگ می شود. افزایش تعداد سرمایه داران فقط در میان سرمایه داران کوچک است.
نسبت کارگران مزدگیر یعنی طبقهء کارگر به سرمایه دارها که پیش از انقلاب شانزده به یک (شانزده کارگر به یک سرمایه دار) بود، در سال ۱۳۶۵ می رسد به ۵/۳. یعنی از شانزده کارگر به یک سرمایه دار می رسد به پنج کارگر و یک سرمایه دار. واحدها کوچک شده اند و خرده بورژوازی هم در شهر و هم در روستا بزرگ تر شده است.این روند تا سالهای ۱۳۶۵-۶۶ ادامه پیدا می کند که مصادف می شود با کاهش شدید درآمد نفت."
در پایان این دوره، این سیاست ها به همراه هزینة بالای جنگ با عراق و تحریم اقتصادی و همچنین پایین آمدنِ تقاضا برای نفت خام، اقتصاد ایران را به بحران فلج کننده ای دچار می کند. برای این دوره، مؤلفان کتاب از اصطلاح انگلیسی «این ولوشن» (involution) استفاده می کنند که به معنی تغییر و تحول به سمت درون و پیچیده شدن بیشتر و تحریفات و ناموزونی های پیچ در پیچ است که اقتصاد را در همان ابعاد موجود نگه می دارد اما ساخت آن را پیچیده تر می کند.
پس از پذیرش آتش بس با عراق و درگذشت آیت الله خمینی، دورة تازه ای از سیاست های اقتصادی آغاز می شود که عبارت است از لیبرالیزاسیون اقتصادی، تشویق بخش خصوصی و دنبال کردن نسخة صندوق بین المللی پول و بانک جهانی. در این دوره اقتصاد جهتی خلاف دورة قبل در پیش می گیرد. در نتیجه، سیاست های این دوره در ساختار دولت و ترکیب طبقاتی جامعه نیز تأثیرمی گذارد. دولت تا حدود زیادی از یک دولت پوپولیستی و خلقی به یک دولت عادی سرمایه داری جهان سومی متحول می شود.
تئوری طبقات اجتماعی
فصل دوّم کتاب «طبقه و کار در ایران» پایه های نظری کتاب را می ریزد. در این فصل مفاهیم طبقه، روابط طبقاتی در جامعة سرمایه داری، نحوة بهره برداری از نیروی کار، منافع طبقاتی و آگاهی طبقاتی به دقت تعریف می شوند. همة کسانی که علاقه دارند ساختار طبقاتی یک جامعة سرمایه داری را با همة پیچیدگی ها و قشربندی های درونی آن درک کنند، این فصل کتاب را مفید خواهند یافت زیرا این فصل خلاصه ای است از بهترین و متأخرترین بررسی های جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی در بارهء این موضوع.
فرهاد نعمانی استاد اقتصاد در دانشگاه آمریکایی در پاریس است. او از نخستین شارحان و مترجمان مکتب «مانتلی ریویو» و تئوری وابستگی (سوئیزی ، باران ، مگداف و دیگران) در ایران بود. از او تحقیق مفصلی در مورد فئودالیسم به فارسی منتشر شده است. او همچین یکی از مؤلفان کتابهای «اسلام و سیاست های دولتی» و «نظامهای اقتصادی اسلامی» می باشد.
سهراب بهداد استاد اقتصاد در دانشگاه دنیسن در آمریکا است. او یکی از مولفان کتاب «اسلام و سیاست های دولتی» است. از او مقاله های زیادی در مورد اقتصاد ایران در سه دههء اخیر در نشریات فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.
فرهاد نعمانی و سهراب بهداد در فصل های اصلی کتاب «طبقه و کار در ایران» می خواهند به این پرسش پاسخ دهند: «به چه ترتیبی انقلاب ایران در مرحلة مقدماتی اش که سمت گیری خرده بورژوایی داشت و در مرحلة بعدی پس از مرگ آیت الله خمینی که به بازسازی نهادهای سرمایه دارانه پرداخت، بر نابرابری های طبقاتی و فرصت های دراز مدت و امکانات شغلی و کاری تأثیر گذاشت؟»
در بررسی روابط طبقاتی، فرهاد نعمانی وسهراب بهداد توجه شان را به مالکیت حقوقی مصالح و تجهیزات تولیدی و توزیعی، و نیز بر عامل اختیار و کنترل بر تولیدکنندگان مستقیم، جلب می کنند. ساختار طبقاتی در جامعة سرمایه داری بر سه محور شکل می گیرد: مالکیت منابع و ابزار تولید؛ اختیارات و قدرت در امور سازماندهی کار و تولید؛ و مهارت ها و دانش لازم در روند تولید. بنابراین، مفهوم «طبقه» هم بر روابط حقوقی مالکیت، و هم بر روابط قدرت در سلسله مراتب سازماندهی تولید متکی است.
تحقیقات سراسری مرکز آمار ایران که هر ده سال یکبار از سال ۱۹۵۶ میلادی تاکنون انجام شده از منابع مهم کتاب «طبقه و کار در ایران» است. طبق تعریف مرکز آمار، اشتغال در ایران شش مقوله را در بر می گیرد: صاحبکاران یا کسانی که استخدام کننده هستند؛ کارگرانِ خرده مالکی که به طور مستقل برای خود کار می کنند؛ مزد بگیران که برای بخش خصوصی کار می کنند؛ حقوق بگیران بخش دولتی (از جمله کارکنان «بنیاد» ها)؛ کارگران خانگی که حقوق رسمی ندارند؛ و سرانجام افرادی که موقعیت شغلی آنها به درستی تعریف نشده است.
تحولات جمعیتی و نقش آن بر ساختار طبقاتی
یکی از فصول کتاب «طبقه و کار در ایران» به تحولات جمعیتی و تأثیرات آن در ترکیب نیروی کار و ساختار طبقاتی کشور می پردازد. فصلی دیگر تحولات مشارکت زنان در بازار کار را دنبال می کند.
از میان تحولات جمعیتی که بر کیفیت نیروی کار اثر گذاشت مهاجرت یک تا یک و نیم میلیون ایرانی به غرب بود که به طور عمده ظرف دهة اول انقلاب روی داد و باعث «فرار مغزها» و از دست رفتن نیروی تخصصی و تحصیل کرده شد. (حدود ۴۲ درصد مهاجرانی که به ایالات متحده رفتند در زمینه های مدیریت و حرفه های تخصصی در آن کشور به کار پرداختند و بقیة این جمعیت نیز به طور عمده کارهای حرفه ای و تخصصی پیشه کردند). از سوی دیگر ورود جمعیت مهاجر از افغانستان و عراق به ایران باعث افزایش کار یدی در ترکیب نیروی کار شد.
فرهاد نعمانی و سهراب بهداد سعی می کنند برای رشد کم سابقهء نرخ افزایش جمعیت در سالهای ۱۳۵۵-۱۳۶۵ که از ۲/۷ به ۳/۹ رسید توضیحی پیدا کنند. این رشد پدیدهء عجیبی است آنهم در سالهائی که جنگ (طبق آمار بنیاد شهدا) بین دویست تا سیصد هزار قربانی گرفت. عامل سیاست های تبلیغاتی دولت در تشویق زاد و ولد نیز به تنهائی رشد بالای باروری در میان زنان میان سال، به ویژه در مناطق شهری، را توضیح نمی دهد.
یکی از جالب ترین فصل های کتاب «طبقه و کار در ایران» به نقش زبان فارسی و زبانهای قومی در موقعیت کاری و شغلی افراد و در نتیجه ترکیب طبقاتی جامعه می پردازد. نویسندگان کتاب با اتکا به آمار کسانی که زبان فارسی می فهمند یا نمی فهمند به نتایح بسیار جالبی می رسند.
بنیادها
در کتاب «طبقه و کار در ایران» اشارات کمی به دین اسلام و نقش ایدئولوژی دینی در تحولات اقتصادی و طبقاتی جامعه شده است. وزن اصلی در توضیح ساختار طبقاتی را تحلیل زیر بنایی اقتصاد خرده کالایی جهان سومی، عامل نفت، وجود مافیای غیر رسمی و نقش مهم بنیادها تشکیل می دهد.
دکتر بهداد در یاره ی شکل گیری بنیادها می گوید:
"بعد از انقلاب یک پدیده عجیب و غریب در ایران به وجود آمد و آن پدیده «بنیادها» هستند. این بنیادها نه در چارچوب سرمایه داری قرار می گیرند، نه تابع رفتار باز و قوانین بازار هستند و نه واحدهای رسمی دولتی هستند که شامل قوانین و جنبه های حقوقی دولتی بشوند. این ها نیروی فوق العاده نظامی دارند. این بنیادها در واقع یک مافیای رسمی هستند که هیچ کس هم نمی تواند جرئت و شهامت آن را داشته باشد که مقابل آنها بایستد.
بنابراین، برای سرمایه داری که در ایران می خواهد برای خودش راه باز کند تنها راه چاره و امیدش برای رشد آن است که جزو ابواب جمعی این بنیادها بشود وگرنه امکان رشد برایش وجود ندارد. خوب همه کسی هم نمی تواند جزو ابواب جمعی بنیادها بشود، بالاخره تعداد آقازاده ها کم نیست، تعداد خود آقایان کم نیستند! رشد سرمایه داری در ایران به خاطر وجود چنین واحد بسیار گردن کلفت و چماق به دستی که قدرت نظامی دارد ـ شوخی نیست ـ برای خودش کارخانه و دم و دستگاه دولتی دارد، «سپاه» برای خودش فعالیت های خصوصی می کند. چه کسی می تواند در بازار با سپاه مقابلهء بکند؟ امکان ندارد. جرئت فکر کردن اش را هم ندارد."
کتاب «طبقه و کار در ایران» نوشتهء فرهاد نعمانی و سهراب بهداد که این ماه در آمریکا منتشر شد، یکی از بهترین تحلیل های موجود را از تحولات طبقاتی جامعهء ما به دست می دهد.
۱۳۸۶/۱۱/۲۳
کتاب طبقه و کار در ایران
Class And Labor in Iran: Did the Revolution Matter? (Modern Intellectual and Political History of the Middle East)
برگرفته از سایت نیلگون
موضوع:
معرفی کتاب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر