شنبه 14 اردیبهشت ساعت 10 تا 11:30، محل كانون پژوهش های اجتماعی
موضوع این جلسه:
روشنفكران از اقتصاد چيزی نمی دانند
خلاصه مصاحبه دکتر موسی غنی نژاد با روزنامه سرمایه 1387/2/8
در حالیکه به نظر می رسد در کشورهای جهان سوم مثل ایران، روشنفکران باید مخالف اقتصاد دولتی و طرفدار اقتصاد آزاد باشند، اما این طنز روزگار است که آنها با انتقاداتی که به دولت وارد می کنند، باز هم طرفداران اقتصاد دولتی هستند ولی اقتصاد دولتی که خودشان در نظر دارند. البته این مخالفت منحصر به ایران نیست در همه جای دنیا، روشنفکران دید مثبتی نسبت به اقتصاد آزاد ندارند و آن را با سرمایه داری Capitalism یکی می کنند تا بار منفی همراه آن کرده باشند. هایک می گوید: روشنفكران از آن جهت با اقتصاد آزاد مخالفند كه از اقتصاد چيزی نمی دانند و علاقه هم ندارند كه بدانند. تصورشان اين است اقتصاد يعني مافيا، يعني دنبال منافع كوتاه مدت شخصي و درجه پايين و پست رفتن، از نظر آن ها هيچ معنويت و تعالي در اقتصاد نيست. اما واقعيت این است كه ريشه های اقتصاد مدرن در ليبرالیسم کلاسیک بنا نهاده شده و ليبراليسم هم روی اصول اخلاقی کاملا مشخصی بنا شده و معنويت و اخلاق جايگاه مهمي در آن دارند. اگر در ليبراليسم كلاسیک از حقوق انساني، مالكيت و برابری و حقوق برابر دفاع مي شود اين دفاع در درجه اول دفاع ارزشي و اخلاقي است. این سؤال از طرفداران اقتصاد دولتی مطرح است که چطور ممكن است دولتمردها بيش تر از بخش خصوصي پايبند اخلاق باشند؟ آن ها معتقدند دولتمردها، اقتصاد را اخلاقي مي كنند. اما اگر آن ها فرض اقتصاد كلاسيک را پذيرفته اند كه انسان ها به دنبال منافع شخصي خودشان هستند چه فرقي دارد كه در بخش خصوصي باشند يا در بخش دولتي؟ انگار اگر وارد دولت شوند، به جای اینکه به فکر خود باشند، فقط به فکر جامعه هسند. متأسفانه در حالیکه روشنفكر كسي است كه بدون حب و بغض و جانبداري از گروه خاصي واقعيت ها را تجزيه و تحليل كند، موضع انتقادي داشته باشد و پيشنهاد اصلاحي بدهد، انتقادش، انتقاد مثبت باشد، نه منفي بافي، اما در کشور ما روشنفکران خودشان واقعیت را ندیدند و آنچه كه به مردم گفتند به دور از واقعيت بود.
موضوع این جلسه:
- «در اندیشه ها و نظام های گوناگون اقتصاد سیاسی»- فرخنده کار
- مرور و بررسی اخبار اقتصادی ایران و جهان در هفته گذشته
روشنفكران از اقتصاد چيزی نمی دانند
خلاصه مصاحبه دکتر موسی غنی نژاد با روزنامه سرمایه 1387/2/8
در حالیکه به نظر می رسد در کشورهای جهان سوم مثل ایران، روشنفکران باید مخالف اقتصاد دولتی و طرفدار اقتصاد آزاد باشند، اما این طنز روزگار است که آنها با انتقاداتی که به دولت وارد می کنند، باز هم طرفداران اقتصاد دولتی هستند ولی اقتصاد دولتی که خودشان در نظر دارند. البته این مخالفت منحصر به ایران نیست در همه جای دنیا، روشنفکران دید مثبتی نسبت به اقتصاد آزاد ندارند و آن را با سرمایه داری Capitalism یکی می کنند تا بار منفی همراه آن کرده باشند. هایک می گوید: روشنفكران از آن جهت با اقتصاد آزاد مخالفند كه از اقتصاد چيزی نمی دانند و علاقه هم ندارند كه بدانند. تصورشان اين است اقتصاد يعني مافيا، يعني دنبال منافع كوتاه مدت شخصي و درجه پايين و پست رفتن، از نظر آن ها هيچ معنويت و تعالي در اقتصاد نيست. اما واقعيت این است كه ريشه های اقتصاد مدرن در ليبرالیسم کلاسیک بنا نهاده شده و ليبراليسم هم روی اصول اخلاقی کاملا مشخصی بنا شده و معنويت و اخلاق جايگاه مهمي در آن دارند. اگر در ليبراليسم كلاسیک از حقوق انساني، مالكيت و برابری و حقوق برابر دفاع مي شود اين دفاع در درجه اول دفاع ارزشي و اخلاقي است. این سؤال از طرفداران اقتصاد دولتی مطرح است که چطور ممكن است دولتمردها بيش تر از بخش خصوصي پايبند اخلاق باشند؟ آن ها معتقدند دولتمردها، اقتصاد را اخلاقي مي كنند. اما اگر آن ها فرض اقتصاد كلاسيک را پذيرفته اند كه انسان ها به دنبال منافع شخصي خودشان هستند چه فرقي دارد كه در بخش خصوصي باشند يا در بخش دولتي؟ انگار اگر وارد دولت شوند، به جای اینکه به فکر خود باشند، فقط به فکر جامعه هسند. متأسفانه در حالیکه روشنفكر كسي است كه بدون حب و بغض و جانبداري از گروه خاصي واقعيت ها را تجزيه و تحليل كند، موضع انتقادي داشته باشد و پيشنهاد اصلاحي بدهد، انتقادش، انتقاد مثبت باشد، نه منفي بافي، اما در کشور ما روشنفکران خودشان واقعیت را ندیدند و آنچه كه به مردم گفتند به دور از واقعيت بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر